تماس با مطبوعات
SISU News Center, Office of Communications and Public Affairs
Tel : +86 (21) 3537 2378
Email : news@shisu.edu.cn
Address :550 Dalian Road (W), Shanghai 200083, China
مطالب مرتبط
مراسم بزرگداشت فردوسی در گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مطالعات بین المللی شانگهای
23 May 2017 | By Dr. Ahmad Rezaei | SISU
به مناسبت ۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت ابوالقاسم فردوسی، حماسه سرای بزرگ ایران، مراسمی در گروه زبان و ادبیات دانشگاه مطالعات بین المللی شانگهای برگزار شد. در آغاز این مراسم دکتر رضایی ، استاد اعزامی وزارت علوم به دانشگاه سیسو، در سخنان کوتاهی به تبیین جایگاه فردوسی در زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران زمین پرداخت؛ آن گاه شش تن از دانشجویان گروه زبان فارسی به بررسی زندگینامه فردوسی،اندیشه فردوسی، نفوذ شاهنامه در ادبیات، نفوذ شاهنامه در اجتماع، مقایسه شاهنامه با یکی از نویسندگان چینی و ترجمه های این اثر به زبان چینی پرداختند:
زندگینامه فردوسی ( آرش)
ابوالقاسم فردوسی توسی (۳۲۹ هجری قمری – ۴۱۶ هجری قمری، در توس خراسان)، شاعر حماسهسرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه، حماسهٔ ملی ایران، است. برخی فردوسی را بزرگترین سرایندهٔ پارسیگو دانستهاند که از شهرت جهانی برخوردار است. فردوسی را حکیم سخن، حکیم توس و استاد سخن گویندفردوسی دهقان و دهقانزاده بود. او آغاز زندگی را در روزگار سامانیان و همزمان با جنبش استقلالخواهی و هویتطلبی در میان ایرانیان سپری کرد. شاهان سامانی با پشتیبانی از زبان فارسی، عصری درخشان را برای پرورش زبان و اندیشهٔ ایرانی آماده ساختند و فردوسی در هنر سخنوری آشکارا وامدار گذشتگان خویش و همهٔ آنانی است که در سده های سوم و چهارم هجری، زبان فارسی را به اوج رساندند و او با بهره گیری از آن سرمایه، توانست مطالب خود را چنین درخشان بپردازد. سال مرگ فردوسی تا چهار سده پس از زمان او در منابع کهن نیامدهاست. نخستین نوشتهای که از زمان مرگ فردوسی یاد کرده «پیشگفتار شاهنامهٔ بایسنقری» است که سال ۴۱۶ ه.ق را آوردهاست. این دیباچه که امروزه بیپایه بودن نوشتارهای آن آشکار گردیده، از منبع دیگری یاد نکردهاست. تذکرهنویسان پسین، همین تاریخ را بازگو کردهاند. محمدامین ریاحی، با درنگریستن در گفتههایی که فردوسی از سن و ناتوانی خود یاد کردهاست، اینگونه نتیجهگیری کرده که فردوسی میبایست پس از سال ۴۰۵ ه.ق و پیش از سال ۴۱۱ ه.ق از جهان رفتهباشد. اما همایونفرخ با درنظرگرفتن اینکه زایش فردوسی در سال ۳۱۳ ه.ق و عمر او ۷۲ یا ۷۳ بوده، سال درگذشت او را ۳۸۵ یا ۳۸۶ ه.ق دانستهاست.او را در باغ خودش درون شهر تابران توس، نزدیک به دروازهٔ شرقی رزان بهخاک سپردند.
اندیشه فردوسی (بابک )
فردوسی او را تبدیل به یک حماسه سرای بزرگ کرده در صورتی که موضوع شاهنامه، موضوع مشترک در میان تمام ملل است، آنچه به آن عظمت بخشیده تفکر به وجود آورنده این اساطیر است.مهمترین چیزی که راز ماندگاری فردوسی را نشان می دهد توجه فردوسی به اسطوره است نگاه اسطوره ای فردوسی سبب می شود تا همه چیز را در کلیتی ببیند که سرنوشت بشر تنها ملیت ایرانی ندارد.راز دیگر ماندگاری فردوسی، زبان فردوسی است که توانسته ما فی الضمیر خود را به خوبی بیان کند، امانت داری فردوسی که مانند تاریخ به آن می نگرد و در اساطیر تحریفی رخ نمی دهد نگاه اسطوره ای فردوسی همراه با تخیلی که به آن افزوده است زیبایی خاصی به شاهنامه بخشیده است.بی نظیر ماندن شاهنامه فردوسی در ایران، مرهون حماسی بودن دوران اوست که به حماسه توجه خاصی می کردند و این توجه در سبک عراقی و در دوره های بعد دیده نمی شود، این شرایط است که زمینه ساز وجود حماسه در قرن 4 و 5 است و این زمینه توجه زیاد به ملیت ایرانی است. شرایط حماسه در قرن 4 و 5 انسانی را در حال و هوای حماسه می سازد که فکرش را در اختیار حماسه قرار می دهد و به سرودن حماسه می پردازد.زبان قصهیی اساطیری، زبانی آكنده از رمز و سمبل است؛ چنان كه بیتوجهی به معانی رمزی اساطیر، شكوه و غنای آنها را تا حد قصههای معمولی تنزل میدهد و حكیم فردوسی توصیه میكند:
تو این را دروغ و فسانه مدان
به یكسان روش در زمانه مدان
از او هر چه اندر خورد با خرد
وگر بر ره رمز معنی برد
مقایسه شاهنامه و کتاب شیجی(بیژن)
فردوسی در حدود چهل سال شاهنامه را نوشت،تا ایرانیان یه واسطه این کتاب تاریخ ایران را به یاد داشته باشند،در چین هم مردی مثل فردوسی بود.او در حدود بیست سال کتاب"شیجی"را نوشت.شیجی که از سال ۱۰۹ تا ۹۱ پیش از میلاد نوشته شده است،،نام نوسنده این کتاب،سیما چن است.داستانهای "شیجی"از زمان شاه زرد شروغ می شود و تا امپرتوری هن(یعنی زمان او،حدود سال 101 قبل از میلادی) ادامه دارد.او تاریخ سه هزار سال را توشت و این کتاب را معمولا با «تاریخ هرودوت» مقایسه می کنند.سیما چن در سال 145 قبل از میلادی به دنیا آمد و در سال 86 قبل از میلاد در گذشت. او در دولت هن برای شاه کتاب تاریخ نوشت، سیما چین می خواست بهترین کتاب تاریخ را بنویسد. برای این کتاب او زیاد کتاب تاریخ قدیم را خواند و به شهرهای مختلف سفر کرد و تاریخ واقعی را پیدا کرد. در این مدت او کتاب را نوشت، به دلیل اینکه شاه را رنجاند ،عقیم شد.در اول او می خواست خودش را بکشد، ولی برای اتمام کتاب از این کار منصرف شد، لیکن روزگار را با غم سپری می کرد. جالب اینکه در زمان حیاتش ، این کتاب ناشناخته ماند و سی سال بعد از مرگ سیما چن، کتاب وی و عظمت کار او را دریافتند.
نفوذ شاهنامه بر ادبیات ( مهرداد)
نگاهبان راستین سنتهای ملی و قوم ایرانی است. شاید بدون وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ایرانی در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جا نمی ماند. فردوسی با خلق حماسه عظیم خود، دو فرهنگ ایران و اسلام را به بهترین شکل در هم آمیخت. اهمیت شاهنامه تنها در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبار نامه ای است که بیت به بیت و حرف به حرف آن، ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی ملتی کهن دارد؛ ملتی که در همه ادوار تاریخی، نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت در ستیز بوده است. شاعران بسیاری پیش از فردوسی هزاران بیت شعر سرودهاند، اما هیچکدام در جایگاه فردوسی قرار نگرفتند. فردوسی را میتوان زندهگرداننده و هستیبخش زبان پارسی دانست. نظم شاهنامه و ناموری آن در ایران مایهٔ خیزش بزرگی در ایجاد منظومههای حماسی بزرگ گردید. شاهنامه با این که نتیجهٔ خیزش بزرگ ملی ایرانیان در زنده کردن افتخارات ملی بود، رویش تازهای در نظم داستانهای حماسی پدیدآورد و فردوسی پیشرو رویش و جنبشی شد که به یاری آن پهلوانان و بزرگان ملی ایران که از یادها رفتهبودند، یکباره به روی آمدند و نامداری شگرفی یافتند. اما فردوسی همهٔ پهلوانان ایران را زنده نکرد، زیرا نظم همهٔ داستانهای ملی چند برابر نظم شاهنامه زمان میخواست و این، در توان یک نفر نبود. برای نمونه، او به اشارههای کوتاهی از گرشاسپ، سام و فرامرز بسنده کرد و از داستان بانو گشسپ چیزی نگفت. اما سرایندگان پس از فردوسی داستان این افراد را به نظم درآوردند، به طوری که پس از یک سده حماسهٔ ملی ایرانیان کامل شد. این منظومههای حماسی پس از شاهنامه، به پیروی از شاهنامه نظم شدهاند و همه در بحر متقارب مثمن محذوف هستند که دلیل گزینش این وزن نیز دو چیز است: نخست نامآوری شاهنامه و باور مردمی در این که سرودههای حماسی را هیچ وزنی به جز وزن سخنان فردوسی شایسته و سزاوار نیست. دوم نیز سازش این وزن با اندیشههای حماسی و ترکیبهای پهلوانی بود. اما همهٔ این پیروان با وجود پیروی شدید از شاهنامه، هیچگاه نتوانستند به همسری با فردوسی برآیند. سازندگان این منظومهها به جز چند تن از آنها گمنام و ناشناس هستند و از آنها آگاهیای در دست نیست و بیشتر این منظومهها به خاندان گرشاسپ میپردازند.
شاهنامه همچنین نفوذ بسیاری در ادبیات جهان داشتهاست. مثلاً یک شاعر و نویسندهٔ بزرگ فرانسه، به نام آلفونس، در سال ۱۸۳۵ میلادی در مجلهٔ «مدنیت» با عنوان «گروهی از بزرگان و نوابغ قدیم و جدید» بیان داستان رستم را به میان آورد. از میان داستانهای شاهنامه، رستم و سهراب در اروپا چندان نامداری یافت که به چند زبان بازگردانی شد و منظومههای زیبایی از آن پدید آمد. واسیلی آندریویچ ژوکوفسکی منظومهٔ زیبایی که در ادبیات روسی دارای جایگاه بلندی است، در داستان رستم و سهراب پدیدآورد. آقای یوهان ولفگانگ گوته،شاعر استاد آلمانی که به ادبیات پارسی مهری فراوان داشت، در پایان یکی از مجموعهٔ شعر خود به نام «دیوان شرقی از مؤلف غربی» نام فردوسی را آورده و او را با بزرگی ستودهاست. ویکتور هوگو هم شاعر بزرگ فرانسه در کتاب «شرقیات» در برخی موارد از فردوسی بهره گرفته و نام او را آوردهاست. هاینریش هاینه، هم شاعر مشهور آلمانی در یکی از منظومههای خود داستان زندگی و تنگدستی فردوسی را نظم کردهاست. شاعر دیگری به نام موریس باره نیز در یکی از آثار خود به نام «ضیافت در کشورهای خاور» نام فردوسی را آوردهاست.
نفوذ شاهنامه در اجتماع(هوشنگ)
پیداست که به دلیلِ قدمت، شهرت و همچنین جایگاه بسیار نمایان فردوسی و شاهنامه در طولِ هزاروچند سال است.شاهنامهٔ فردوسی بزرگترین کتاب به زبان پارسی است که در همه جای جهان مورد توجه قرار گرفتهاست و مهمترین دلیل آن بازگردانیهای گوناگون آن و پژوهشهای گسترده و همهجانبه دربارهٔ آن در زبانهای خارجی است.هنگامی که زبان دانش و ادبیات در ایران زبان عربی بود، فردوسی با سرودن شاهنامه با ویژگیهای هدفمندی که داشت زبان پارسی را زنده و پایدار کرد. اثرگذاری فردوسی و شاهنامهٔ او بر زبان و ادب پارسی انکارناشدنیست. طبق نظر آقای جانگ هونگ نین،شاهنامه فردوسی نه تنها بر ادبیات فارسی و جهانی تأثیر فراموش نشدنی گذاشته است،بلکه در روند کامل شدن هویت ملی ایران و ایرانیان نقش بسیار مهمی ایفا کرده است.
ترجمه ی آثار فردوسی به زبان چینی ( اشکان)
نخستین ترجمه از شاهنامه به زبان چینی« رستم و سهراب» است که آن را پن چینگ لینگ در سال۱۹۶۴ از روسی ترجمه کرده است.ترجمه های دیگر آن از جانگ هونگ نین استاد درگذشته زبان فارسی است که در سالهای ۱۹۷۶،۲۰۰۰،۲۰۰۵و۲۰۰۶ به چاپ رسیده است؛ در واقع ترجمه کامل شاهنامه از آن ِ استاد جانگ هونگ نین است.
تماس با مطبوعات
SISU News Center, Office of Communications and Public Affairs
Tel : +86 (21) 3537 2378
Email : news@shisu.edu.cn
Address :550 Dalian Road (W), Shanghai 200083, China

